متفاوت
-
تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 4:56
نگارش در تاريخ چهارشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۶ توسط سایه بعضی وقت های حس میکنم که متفاوتم... چیزی در متفاوت بودن اشتباه نیست... خوشحالم که متفاوتم... شبیه ترین ها را دور خودم جمع کردم وقتی شماها را عمیق دوست دارم گاهی انگار که خودم را دوست داشته باشم... شاید این یک درد کش دار باشد اما بالاخره به شاد...
هزار بار از نو بپذیر
-
تاریخ: 1395/9/6 ساعت: 4:34
سایه جان هزار بار از نو نبودنش را بپذیر و همان طور که خودت هزار بار خوبی هایش را پذیرفتی و مرور کردی این بار بیا بدی هایش را بپذیر و مرور کن... هزار بار دوره کن نبودنش را... هزار بار باور کن که نیست... هزار بار بفهم و بهش حق بده که بترسد و از تو فاصله بگیرد... هزار بار پیراهنش را مرور کن و هزار بار ...
قلبم کاش آرام گیرد
-
تاریخ: 1395/9/6 ساعت: 4:34
باید بنشینم سر کارهایم و حواسم را پرت کنم که تو نیستی... باید به قول استاد متمرکز شوم و حرف های ذهنی ام را خاموش کنم... می دانی... دلم تنگ شده برای تو که از اولش هم نبودی...از بس که همیشه محال بودی هیچ وقت به داشتنت فکر نکرده بودم... چرا یک مدت ادای غیرمحال ها را درآوردی؟ نمی دانستی که من در این گیر...
ول کن جهان را قهوه ات یخ کرد
-
تاریخ: 1395/8/6 ساعت: 16:53
آدمیزاد عجیب است! دلش زده می شود از بودن های یکی در عین حال دلتنگ بودن کس دیگری است... چرا تو به قدر این نیستی؟ همش می ترسم که تو هم دلت از من زده بشود و دلتنگ بودن های کس دیگری بشوی... خیلی دوستش داری؟ هان... کاش یکبار به خودم می گفتی... انقدر باورش برایم سخت شده که نگو... مدام باور می کنم که تو بر...
مشاعره با الف
-
تاریخ: 1395/8/6 ساعت: 16:52
الا ای یوسف مصری که کردت سلطنت مغرور/ پدر را باز پرس آخر کجا شد مهر فرزندی؟ آسمان بار امانت نتوانست کشید/ قرعه کار به نام من دیوانه زدند الا ای طوطی گویای اسرار/ مبادا خالی ات شکر ز منقار ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی/ سود و سرمایه بسوزی و مهابا نکنی آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند/آیا بود که گوش...
خسته شدم
-
تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 21:14
خوب بشين با خودت فکر کن تو آدمى بودى که بخواى وسط يه رابطه رو به هم بزنى؟ خسته ام. اين همه ندانستن بيچاره ام کرده
عادت
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 6:55
منطقی نبود! اصلا منطقی نبود! اصلا با آرمان های من سازگاری نداشت! برای شب قدر نتوانستم شب به آن عزیزی را فقط یک شب را بیدار بمانم برای آمرزیده شدن کوله یار گناهانم! آن وقت از 24 ساعت است که بیدارم فقط به خاطر پروژه طراحی اجزاء!!! "عادت" عجب انسان را برده ی خود می کند :(
بگذار یک بار هم از تو نوشته باشم :)
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 6:55
خدا را چه دیدی شاید تو را پذیرفتم. نمی دانم چرا یهویی مهرت به دلم افتاد؟ خوش به حالت اگر برای داشتنم دعا کردی... چقدر خدا هوایت را دارد... من که اسمش را می گذارم معجزه... گمان هم نمی کردم یک روز از تو خوشم بیاید. شبیه بچه ها هستی...
گیر سه پیچ نده!
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 6:55
بیا بهش فکر نکن می تونی؟ فکرش اومد تو ذهنت ادامه نده... نمی دونم چرا همه چی رو ول کردم... راستش را بخواهید با خدا شدن خیلی سخته... دلم برای دوره ی کوتاه با خدا بودنم خیلی خیلی تنگه... وقتایی ک کلی باهام حرف می زد کلی... قشنگ می فهمیدم فلان مسئله یا آدم یا کتاب یا... ک باهاش مواجه شدم رو خدا فرستاده....
پروژه ی کارشناسی
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 6:54
پروژه را با تو انجام می دهم به همین سادگی! بله یک موقعیت عالی بود یک موقعیت خیلی عالی! اما نه به اندازه ی این که یکسال برای هر قرار ملاقات 2 ساعت معطل شوی و یکسال با حال بد بروی پیشش! گیرم که با تو خوب بشود به قیمت خرد کردنت! نگاه به غ نکن! او شاید خیلی مغرور و از خود راضی باشد اما حاضر است شخصیتش ل...
آخیش :)
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 6:54
ممنونتم، دهنمو بستی نفسم خیلی دلش می خواست حرف بزنه اما تو خفه اش کردی، خیلی کم حرف زد. هرچند نگاه کرد و خندید اما چند خاطره به ذهنش خطور کرد که ساکت ماند و نگفت :) دید اذانه و نگفت :) صبورانه باید تو را باور کرد :) خیلی صبورانه :)
خدایا
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 6:54
خدایا... دوست داشتنم انقدر سخت است که فقط خودت از پسش برمیایی... لطفا دریغ نکن
عشق دروغ قشنگیه
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 6:54
واقعیتی که برای تو هیچ وقت نباشد همون دروغه...